۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

تارخچه کشکوئیه

درخصوص تاريخچه كشكوئيه آنچه كاملاً معتبر و قابل است ، وجود كاروانسراي شاه عباس در اين محل است. با آغاز حكومت صفويان و تأكيد شاهان صفوي خصوصاً شاه عباس مبني بر گسترش تجارت با اروپا ، راههاي زيادي در اين منطقه احياء و يا احداث شده اند و به دستور وي كاروانسراهاي متعددي در بين راهها ساخته شد كه تعدادشان ۹۹۹ كاروانسرا بوده است. از جمله راههاي كه در منطقه كرمان احياء و ايجاد شده مي توان به دو راه كرمان رفسنجان ـ شهربابك اشاره كرد. از جمله كاروانسراهايي كه در كنار راه كرمان ـ رفسنجان ـ يزد ساخته شدند كاروانسراهاي رفسنجان ، كبوترخان ، بي بي حيات ، كشكوئيه و انار مي باشند. بنابراين باتوجه به وجود چنين كاروانسرايي در كشكوئيه مي توان با يقين گفت كشكوئيه حداقل قدمتي ۴۰۰ الي ۵۰۰ سال (هم عصر دوره صفويان) دارد. و اما احتمالات مربوط به قدمت كشكوئيه به سفرنامه ماركوپولو بر مي گردد. كه در ذيل به آن اشاره مي شود. كاروان پولوها از انتهاي دجله به خليج فارس و سپس با كشتي به بندر هرمز رسيدند ، آنها از آنجا راه خشكي را در پيش گرفتند و پس از گذشتن از صحراهاي خشك و بي آب و علف به جاده ابريشم در شرق ايران گام برداشتند. در آنجا آنها «شهرها و دهكده هاي گوناگون» يافتند كه در آنها «همه چيز خوب به فراواني يافت مي شد» حال كه اگر مسير پولوها و جاده ابريشم را بر روي نقشه استان كرمان و شهرستان رفسنجان منطبق كنيم به خوبي مي توان دريافت كه اين مسير از منطقه رفسنجان و احتمالاً كشكوئيه نيز عبور مي كند ، كه با توجه به وجود راهي موسوم به جاده ابريشم در محل كه از ضلع شرقي و جلوي ورودي كاروانسرا و كلات گلناباد مي گذرد مي توان صحت اين موضوع كه كاروان پولوها از اين منطقه عبور كرده و احتمالاً استراحتي نيز در محل داشته را اثبات كرد. (همچنين احياء و يا احداث راه شاهي از يزد به كرمان در زمان صفويان رونق داشتن و مهم بودن اين راه را مي رساند و ويژه بودن اين راه ارتباطي منجر به احداث كاروانسراها و رباطهايي كه در بين راه شده است) ماركوپولو در سفرنامه خود از درختان پسته و ني زارهاي وسيع در بين راه ياد مي كند كه با توجه به ني زارهاي موجود كه از لطف آباد تا بشرآباد ادامه دارند مي توان گفت شايد اين ني زارها همان ني زارهايي باشند كه ماركوپولو از آنها ياد كرده است. همچنين اگر در نظر داشته باشيم كه پولوها در زمان مغولان و ايلخانان به ايران و كرمان آمده اند و از جاده ابريشم عبور كرده اند ، شايد بتوان گفت قدمت كشكوئيه بيش از ۵۰۰ سال باشد و احتمالاً به ۷۰۰ الي ۸۰۰ سال مي رسد كه در نزديكي راه مهم و مشهوري چون جاده ابريشم كه محل گذرگاه قافله هاي بزرگ و تجاري بوده روستاها و دهكده هاي خوب نيز وجود داشته است.

وجه تسميه كشكوئيه
درخصوص وجه تسميه نام كشكوئيه چند نظريه وجود دارد. نظريه اول مربوط به تلفظ محلي دامنه كوه مي شود. سالمندان محل و اهالي كشكوئيه وجه تسميه نام آن را در تلفظ محلي دامنه كوه مي دانند و معتقدند كه چون كشكوئيه تا كوه ۱۲ كيلومتر فاصله دارد و نزديك كوه است. كش كوه ناميده شد و كش به معني دامنه است ، بنابراين كش كوه همان دامنه كوه است.
درخصوص تاريخچه كشكوئيه آنچه كاملاً معتبر و قابل است ، وجود كاروانسراي شاه عباس در اين محل است. با آغاز حكومت صفويان و تأكيد شاهان صفوي خصوصاً شاه عباس مبني بر گسترش تجارت با اروپا ، راههاي زيادي در اين منطقه احياء و يا احداث شده اند و به دستور وي كاروانسراهاي متعددي در بين راهها ساخته شد كه تعدادشان ۹۹۹ كاروانسرا بوده است. از جمله راههاي كه در منطقه كرمان احياء و ايجاد شده مي توان به دو راه كرمان رفسنجان ـ شهربابك اشاره كرد. از جمله كاروانسراهايي كه در كنار راه كرمان ـ رفسنجان ـ يزد ساخته شدند كاروانسراهاي رفسنجان ، كبوترخان ، بي بي حيات ، كشكوئيه و انار مي باشند. بنابراين باتوجه به وجود چنين كاروانسرايي در كشكوئيه مي توان با يقين گفت كشكوئيه حداقل قدمتي ۴۰۰ الي ۵۰۰ سال (هم عصر دوره صفويان) دارد. و اما احتمالات مربوط به قدمت كشكوئيه به سفرنامه ماركوپولو بر مي گردد. كه در ذيل به آن اشاره مي شود. كاروان پولوها از انتهاي دجله به خليج فارس و سپس با كشتي به بندر هرمز رسيدند ، آنها از آنجا راه خشكي را در پيش گرفتند و پس از گذشتن از صحراهاي خشك و بي آب و علف به جاده ابريشم در شرق ايران گام برداشتند. در آنجا آنها «شهرها و دهكده هاي گوناگون» يافتند كه در آنها «همه چيز خوب به فراواني يافت مي شد» حال كه اگر مسير پولوها و جاده ابريشم را بر روي نقشه استان كرمان و شهرستان رفسنجان منطبق كنيم به خوبي مي توان دريافت كه اين مسير از منطقه رفسنجان و احتمالاً كشكوئيه نيز عبور مي كند ، كه با توجه به وجود راهي موسوم به جاده ابريشم در محل كه از ضلع شرقي و جلوي ورودي كاروانسرا و كلات گلناباد مي گذرد مي توان صحت اين موضوع كه كاروان پولوها از اين منطقه عبور كرده و احتمالاً استراحتي نيز در محل داشته را اثبات كرد. (همچنين احياء و يا احداث راه شاهي از يزد به كرمان در زمان صفويان رونق داشتن و مهم بودن اين راه را مي رساند و ويژه بودن اين راه ارتباطي منجر به احداث كاروانسراها و رباطهايي كه در بين راه شده است) ماركوپولو در سفرنامه خود از درختان پسته و ني زارهاي وسيع در بين راه ياد مي كند كه با توجه به ني زارهاي موجود كه از لطف آباد تا بشرآباد ادامه دارند مي توان گفت شايد اين ني زارها همان ني زارهايي باشند كه ماركوپولو از آنها ياد كرده است. همچنين اگر در نظر داشته باشيم كه پولوها در زمان مغولان و ايلخانان به ايران و كرمان آمده اند و از جاده ابريشم عبور كرده اند ، شايد بتوان گفت قدمت كشكوئيه بيش از ۵۰۰ سال باشد و احتمالاً به ۷۰۰ الي ۸۰۰ سال مي رسد كه در نزديكي راه مهم و مشهوري چون جاده ابريشم كه محل گذرگاه قافله هاي بزرگ و تجاري بوده روستاها و دهكده هاي خوب نيز وجود داشته است.
نظريه دوم مربوط به كوشك در اين محل مي باشد كه سالمندان محل در مورد وجود كوشك بزرگ و معتبر در اين محل اظهار بي اطلاعي مي كنند اما عده اي معتقدند كه در قديم قصر كوچكي براي استراحت حاكمان و مأموران عالي رتبه دولتي ساخته شده بود كه به آن كوشك مي گفتند و چون قصر بسيار كوچك بود آنرا مصغر نموده و به آن كوشكو اطلاق مي كردند كه در استعمالات بعدي كشكوئيه ناميده شد. همچنين با توجه به اينكه كاروانسرايي در قلعه گلناباد بوده و شايد بتوان گفت در همان محل كوشك كوچكي وجود داشته كه بعدها چنين نامي بر روي نصيرآباد قديم گذاشته شده است و اما نظريه سوم درخصوص واژه كوش به معني كوه است كه از كتاب جاده ابريشم جلد اول نوشته آقاي علي مظاهري نويسنده متفكر و بزرگ ايران گرفته شده است. وي مي نويسد : كوشان در لغت به معناي «كوه نشينان» مي باشد و همان واژه جمع كو وان است كه «ف» ، «و» در زبان ايراني غربي منطبق با «ش» در لهجه شرقي است ، بدين قرار كوف يا كو و يا «كوه» در زبان پهلوي در آسياي ميانه ايراني (خراسان) كوش گفته مي شود. مثلاً هندوكوش به جاي هند و كوف يا هند و كوه در لهجه غربي است.
باتوجه به اين معاني و واژه ها شايد بتوان گفت واژه كوشكوئيه مركب از كوش و كوئيه مي تواند به معناي كوش همان كوه و كوئيه همان كوي يا جا باشد كه با تغييراتي به كوئيد تبديل شده است